پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با نرم افزار و گزارش و جلسه!

پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با نرم افزار و گزارش و جلسه!

پرهنگ

دغدغه اصلی پرهنگ، فرهنگ است. اما به سیاست، اقتصاد، جامعه و... هم سرک می‌کشد.
پرهنگ بیشتر از نوشته‌های خودم پر شده است، هر چند از نوشته‌های دیگران نیز خالی نیست.
ارادتمند؛ علی اصغر جوشقان‌نژاد

تاريخ پرهنگ
آخرین نظرات
عضوی از راز دل

بشر پیشرفت کرده است. کامپیوتری ساخته که در عرض یک ثانیه چند میلیون محاسبه انجام می دهد. خود بشر هم سرعت زیادی پیدا کرده. اگر با قطار سریع السیر برود می تواند تا چند صد کیلومتر را در یک ساعت طی کند. با ماشین خودش -اگر پلیس نباشد- تا 200 را هم امکان پر کردن دارد.
بشر پیشرفت کرده است.
سرعت...
*
آیا سرعت زیاد مطلوب است؟ حتما پاسخ مثبت است! کارها سریعتر انجام می شود و همه چیز زودتر به نتیجه می رسد. گویی عمر بشر طولانی تر شده است. آدمی که هزار سال پیش به زحمت یک بار در طول عمر خود به حج می رفت و همین سفر چند ماه از عمر او را می گرفت، حالا در عرض یک ماه چند سفر خارجه و داخله را هم می تواند تجربه کند.
سرعت زیاد، عمر ما را طولانی تر کرده است.
*
آیا سرعت زیاد مطلوب است؟ پاسخ حتماً مثبت نیست! چرا که اشکالاتی هم در زندگی ایجاد شده که با این سرعت زیاد مرتبط هستند.
وقتی که همه کارهای ما سریع انجام می شوند، ما به سرعت به «سرعت» عادت می کنیم. سرعت زیاد عمر ما را طولانی می کند، اما عادت به سرعت، حوصله را کم و کمتر خواهد کرد.
هر چیزی که طول بکشد، برای آدم های کم حوصله یعنی شکنجه، یعنی عذاب؛ و عمر طولانی هم لابد عذاب است.
آدمی که قبلاً با حوصله زندگی می کرد و صد سال (ده سال کم و زیاد) از خدای تعالی عمر می گرفت، حالا پنجاه سال (ده سال کم و زیاد) عمر می کند و به قدر آن صد سال فرصت می سوزاند و طبیعتاً کم حوصلگی می کند و غر می زند.
*
رد پای این کم حوصلگی در خیلی جاهای زندگی ما پیداست.
پیرمردها که نماز می خوانند، اذان و اقامه را فراموش نمی کنند و این نه به خاطر «پیر» بودن آنهاست. آنها عادت کرده اند با حوصله هر کاری را انجام دهند و ما حتی اگر اذان را به یاد بیاوریم حوصله اش را نداریم.
وقتی سوار ماشین هستیم، جو سرعت بیشتر ما را می گیرد و به همین دلیل بخشش و گذشت یک راننده کم از وقتی است که همو پیاده باشد. پیاده مقابل در از تعارف کم نمی گذارد و سواره تا پای جان راه را از تو می گیرد.
گسترش ریز نویسی در اینترنت هم معلول همین کم حوصلگی مخاطبان است. همچنین همه روزه شدن سریال ها که پیشتر هفته ای یک قسمت پخش می شدند و ما هفت داستان را در طول یک سال پی می گرفتیم و حالا یک داستان هر شب پخش می شود تا یک ماهه به نتیجه اش برسیم و حوصله مان سر نرود.
از همین قسم می دانم ساندویچ را و آمپول را و سزارین را و پیامک را و...
*
بشر پیشرفت کرده است و این «پیشرفت» زندگی را به کام بشر تلخ کرده است. پیاده روی در شیرین شدن زندگی بسیار موثر است. همچنین تماس گرفتن با دیگران به جای پیام زدن به ایشان و حتی ملاقاتشان به جای تماس گرفتن. و پختن قرمه سبزی یا اذان گفتن پیش از نماز و خواندن تعقیبات پس از آن...
*
سرعت، دزد حوصله است.
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۰ ، ۱۹:۵۴
علی اصغر جوشقان نژاد
این چندمین بار است که اینجا را باز می کنم، چند خطی می نویسم و بعد همه را پاک می کنم.
*

پر شد آیینه از گل چینی

آه از این جلوه های تزئینی

گفته بودی چگونه می گریم

به همین سادگی که می بینی

سکه زندگی دو رو دارد

گاه غمگینی و گاه غمگینی

شاخه های همیشه بالایی

ریشه های همیشه پایینی

عاقبت میهمان یک نفریم

مرگ با طعم تلخ شیرینی

از فاضل نظری- کتاب آن ها

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ دی ۹۰ ، ۱۵:۲۶
علی اصغر جوشقان نژاد
احساس می کنم به یک سال قبل برگشته ام...
در نوع خودش پیشرفت بزرگی برای من به حساب می آید. همه چیز از اول شروع می شود.
*
شروع دوباره بهتر از ادامه دادن یک شکست است.
۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آذر ۹۰ ، ۲۰:۵۸
علی اصغر جوشقان نژاد

کدام بهتر است؟

همه اشکال کار مرا بدانند

یا

هیچ کس نداند

حتی خودم!

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۹۰ ، ۱۹:۴۹
علی اصغر جوشقان نژاد

سال 52 هجری قمری

... در این زمان، زیاد به شدت به سرکوبی شیعیان مشغول بود. گاه می شد که وی دستان هشتاد نفر از اهالی کوفه را قطع می کرد. او ابتدا از آنها می خواست تا از امام علی علیه السلام بیزاری بجویند. زمانی که آنان از این کار خودداری می کردند، آن را بهانه کرده، ایشان را می کشت و خانه هایشان را نیز خراب می کرد...

سال 61 هجری قمری

... حضرت اباعبدالله را نه دشمنان، که دوستان او به قتل رساندند. همانهایی که حاضر بودند دستان شان قطع شود ولی به پدر بزرگوار حسین بن علی ناروا نگویند...

سال 1433 هجری قمری

... ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند؟

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۰ ، ۲۳:۰۲
علی اصغر جوشقان نژاد
رفیق مان رفته گوشی چینی خریده... عرض می کنم چرا جی ال ایکس نخریدی؟ می فرمایند:

معلوم نیست این ایرانیا چطوری باشن...

سر آدم در این مواقع به سمت دیوار میل می کند، آن هم با سرعت.
۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۰ ، ۱۱:۵۶
علی اصغر جوشقان نژاد

وقتی بحث از کالای ایرانی می شود، هر کسی با ذهنیتی از کالایی که بیشتر با آن سر و کار داشته است سخن می گوید. یکی کالای الکترونیکی خریده و ناراضی بوده و دیگری یاد شامپوهای ایرانی می افتد و راضی است. سومی یخچال خریده و برایش خوب کار کرده و جالب اینجاست که چهارمی، همان یخچال را خریده و خراب از کار در آمده است.

قبلا هم از بحث هایی که در مورد خرید کالای ایرانی هست چیزهایی نوشته بودم و همچنین نظر خودم را در مورد وظیفه مردم گفته بودم. اما آیا به راستی خریدن کالای ایرانی باعث تقویت آن می شود؟

در نگاه اول موضوع ساده است: کالای ایرانی می خریم و صاحب کارخانه سود مناسبی به دست می آورد، پس کالای خود را تقویت می کند و اشتغال را گسترش می دهد.

اما اگر کمی بیشتر بیاندیشیم، نکته دیگری نیز در میان است: کالای کم کیفیت ایرانی می خریم به این امید که کارخانه دار با سودی که به دست می آورد، کار خود را تقویت کند و کالایی با کیفیت تولید کند، اما همان سودی که به جیب او سرازیر می شود نتیجه عکس می دهد. صاحب کارخانه می گوید: «حالا که مردم این کیفیت را می خرند، چرا هزینه بی جا کنم و کیفیت را بالا ببرم.»

حالا خریدن کالای کم کیفیت باعث تقویت آن است یا نخریدنش؟

*

بدون شک پاسخ این سوال را نمی توان به شیوه کنکور، یکی از دو گزینه دانست و اگر مجبور شویم، گزینه «هر دو مورد» پاسخ صحیح تری خواهد بود.

برای تعیین دقیق این پاسخ باید بر روی مصادیق صحبت کرد. گاهی کارخانه ای مانند ایران خودرو، دولتی است و هیچ اهمیتی به کیفیت نمی دهد و این بی توجهی را ثابت کرده است. شاید -اگر زورمان برسد- بهترین برخورد با این کارخانه ها که نام کالای ایرانی را خراب می کنند، بی رحمانه ترین برخورد باشد.

اما کارخانه دیگری مثل پاکشوما که ماشین لباسشویی تولید می کند و هر چند آهسته، ولی پیوسته به دنبال ارتقای کیفیت محصولات است. این کارخانه را باید با خریدن محصولاتش تقویت کرد. از این قبیل است بسیاری محصولات دیگری که در رقابت ناجوانمردانه ای با تکنولوژی خارجی هستند و ما باید آتش تهیه این رقابت را برایشان فراهم کنیم (بشمار بعضی کارخانه های یخچال فریزر و شیرآلات و تلویزیون و غیره و ذلک را). (ببینید)

در این میان، دو دسته کالای دیگر هستند که موضوعی متفاوت دارند. یکی کالاهایی که واقعاً هیچ از نمونه های خارجی کم ندارند -شاید به جز ضعف در بسته بندی- و اطمینان مصرف کننده ایرانی به آن بسیار بیشتر است، از قبیل محصولات بهداشتی و خوراکی که شخصاً توصیه می کنم هیچ مدل خارجی از مواد خوراکی و بهداشتی را استفاده نکنید. (دیدید)

و دسته چهارم محصولات، آنهایی هستند که ما اطلاعی از سابقه و اهداف و خط مشی آنها نداریم. الان به مغازه رفته ایم و برای اولین بار، یک محصول ایرانی می بینیم. این کارخانه طبیعتاً جزء یکی از دسته های پیش گفته است، اما ما نمی دانیم کدام یک است. پیشنهاد می کنم این موارد را با خوشبینی سپری کنید و تا جایی که ممکن است، کالای ایرانی را بر نمونه خارجی ترجیح دهید.

*

اگر جهاد نظامی، گذشتن از جان می خواست،

و اگر ما دائم در انتظار شهادت هستیم...

در جهاد اقتصادی از مال خود به نفع اقتصاد کشور بگذریم و ثابت کنیم که از جان هم خواهیم گذشت(+).

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۰ ، ۱۱:۴۹
علی اصغر جوشقان نژاد

قبلاً سه سوال پرسیدم و حالا قصد دارم به سوال اول آن (که پاسخی واضح دارد) جواب دهم.

حمایت از کالای داخلی وظیفه کیست؟ دولت یا مردم؟

عده ای وقتی موضوع خرید کالای ایرانی مطرح می شود، دلیل می آورند که اصولاً حمایت از تولید کننده، وظیفه دولت است نه ملت. علت هم این است که اگر تولید کننده بتواند فارغ از دغدغه ادارات و اصناف رنگارنگ و جوراجور، به تولید بیاندیشد و هزینه های سربار سیستم اداری حکومت (اعم از هزینه های رسمی و غیر رسمی!!) از دوش او برداشته شود، هیچ نیازی به حمایت مصرف کننده های خرده پا ندارد و خودش می تواند گلیم خود را از آب بیرون بکشد. نتیجه طبیعی این استدلال آن است که هنگام خرید توجهی به کشور سازنده نکنیم و فارغ البال! نسبت کیفیت و قیمت را بسنجیم و انتخاب نهایی را انجام دهیم.

اما این استدلال تا چه اندازه درست است؟

به نظر نگارنده، قطعاً دولت وظایف زیادی در زمینه حمایت از تولید کنندگان دارد و از این وظایف گریزی نخواهد داشت؛ اما هر چقدر این وظایف روی زمین مانده باشند، باعث نمی شوند که مردم وظایف خود را فراموش کنند.

اگر تولید کننده ای از فروش محصولات با کیفیت خود مطمئن باشد، با خیالی آسوده تر هزینه های اولیه این تولید را متحمل می شود، و اگر این اطمینان وجود نداشته باشد، هر چقدر که فرآیند اداری شروع تولید تسهیل شود منجر به افزایش چشمگیر تولید نخواهد شد.

آنچه میزان تولید کالای الف را بالا می برد، نه اخذ آسان مجوز تولید که خریدار انبوه آن است و حالا شما به جای کلمه الف، بگذارید ایرانی.

***

همین پاسخ به نظر خودم ساده را دوستانی نمی پذیرند و رد می کنند. دلیل آن شاید سوالات دیگری باشد که در ادامه این سوال مطرح می شود + و پیچیدگی مسئله را بالا می برد.

در همین رابطه، پیشنهاد می شود +

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۰ ، ۲۳:۱۳
علی اصغر جوشقان نژاد

دیروز سرکار خانم کتاب آشپزی (بیش از 49 نوع آش و آبگوشت) ساناز سمیعی را خرید، دیدم صفحه اولش نوشته اند:

ایرانی آباد و سربلند با مصرف کالای ایرانی
آیا می دانید با مصرف یک کالای خارجی، چند کارگر ایرانی بیکار می شوند؟
ما نیز کاغذ ایرانی مصرف می کنیم.

بسیار لذت بردم و خواستم از انتشارات دکتر باهر به خاطر این حرکت زیبا تشکر کنم.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۰ ، ۰۶:۴۰
علی اصغر جوشقان نژاد
خرید کالای داخلی به چه قیمتی رشد اقتصادی می آورد؟
مدتی است که موضوع بحث غیرمجازی من و عده ای از آشنایان، میزان حمایت از تولیدات داخلی است. بعضی معتقدند:
«باید از کالای خوب حمایت کرد، چه ایرانی باشد و چه نباشد.» بعد به این جمله اضافه می کنند: «البته در شرایط برابر، کالای ایرانی ارجحیت دارد.»
عده ای دیگر دقیقاً در مقابل این سخن را می گویند:
«باید از کالای ایرانی حمایت کرد، چه خوب باشد و چه نباشد.»

تفاوت این دو جمله، در مبنای انتخاب کالاست. آیا حمایت از کالای داخلی وظیفه مردم است و باید هر جنس تولید داخلی را با اغماض در مورد کیفیت و قیمت آن خرید؟ یا اینکه اصولاً حمایت از تولیدات وطنی وظیفه ما نیست و دولت باید شرایط را برایشان تسهیل کند، پس جهانی!! بیندیش و هر چیزی را که بهتر بود بخر.

سوالی اساسی تر: «آیا باید از کالای ضعیف حمایت کنیم تا قوی شود یا با آن قهر کنیم تا بفهمد که کالای قوی مشتری دارد؟» یعنی اگر کالای ایرانی در رقابت با نمونه های خارجی ضعیف باشد، خریدن ما باعث تقویت مالی کارخانه و در نتیجه افزایش کیفیت کالا می شود یا نشانه ای می شود برای صاحب کارخانه که «با همین کیفیت هم فروش می رود و دلیلی برای افزایش کیفیت وجود ندارد»؟

و سوال آخر اینکه آیا تفاوتی بین انواع تولیدات داخلی از نظر میزان حمایت وجود ندارد؟ مثلاً تولیدات دولتی که نمونه پربحث آن خودروها هستند باید به میزان تولیدات غیردولتی از حمایت مصرف کننده ها برخوردار شوند؟ از طرفی مدیریت ناکارآمد دولتی بر بنگاه های اقتصادی، افزایش قیمت تمام شده را به دنبال دارد و از طرف دیگر پشت سر این کارخانه دولتی، شرکت های خصوصی فراوانی مشغول فعالیت هستند.

یا در یک تقسیم بندی دیگر، آیا باید از «کالاهایی با استفاده طولانی یا آنهایی که با سلامتی مردم در ارتباطند» و «کالاهایی معمولی تر» یکسان حمایت شود؟

آیا در بین این راه ها، راه میانه ای وجود دارد؟ مرز آن راه کجاست؟

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آبان ۹۰ ، ۱۳:۲۶
علی اصغر جوشقان نژاد