پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با نرم افزار و گزارش و جلسه!

پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با نرم افزار و گزارش و جلسه!

پرهنگ

دغدغه اصلی پرهنگ، فرهنگ است. اما به سیاست، اقتصاد، جامعه و... هم سرک می‌کشد.
پرهنگ بیشتر از نوشته‌های خودم پر شده است، هر چند از نوشته‌های دیگران نیز خالی نیست.
ارادتمند؛ علی اصغر جوشقان‌نژاد

تاريخ پرهنگ
آخرین نظرات
عضوی از راز دل

 

کتاب مهارت های زندگی نوشته آقای دکتر حسین خنیفر و خانم دکتر مژده پور حسینی از برخوردهای اجتماعی تا تغذیه و از مهارت های اقتصادی تا کمک های اولیه را شامل می شود. البته این تنوع موضوعی شاید در نگاه اول مناسب به نظر بیاید اما من به طور معمول چنین کارهایی را نمی پسندم. هر چند این کتاب خوب از کار در آمده است. دکتر خنیفر در مسائل اجتماعی و دکتر پور حسینی در مسائل پزشکی تخصص دارند و مجموعه به همین دلیل قابل استفاده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۱ ، ۰۸:۰۷
علی اصغر جوشقان نژاد

فعالیت فرهنگی نیازمند هم افزایی است. اگر هر نهاد فرهنگی، ساز خودش را (بدون توجه به دیگران) بزند، صدای ناسازی تولید می شود که همه را فراری خواهد داد.

اثرگذاری کار فرهنگی مرهون هم گرایی آن است. خانه، مدرسه، تلویزیون، رادیو، اینترنت و... هر کدام پیام هایی به مخاطب خود منتقل می کنند. هر اندازه این پیام ها همگراتر باشند، اثرگذارتر خواهند بود.

*

حالا خود را به جای یک مسئول فرهنگی بگذارید. چگونه می توان هم گرا و هم افزا بود؟ آیا نهادی وجود دارد که سیاست گذاری، تعیین مصادیق و تقسیم وظایف دقیقی در حوزه اینترنت، رادیو، تلویزیون، سینما، مطبوعات، مدارس، دانشگاه ها و حتی خانه ها داشته باشد؟ بدیهی است که چنین نهادی نداریم. پس چگونه و با چه چیزی هم گرا شویم؟

هر کدام از این حوزه ها، مسئولینی دارند و درون خود سیاست گذاری هایی خواهند داشت. آیا ما باید به این سیاست ها اعتماد کنیم؟ مثال عینی و عملی:«آیا لازم است به عنوان یک فعال فرهنگی فضای مجازی به سیاست ها و تصمیم گیری های کمیته فیلترینگ (به عنوان یکی از مسئولین حوزه اینترنت) اعتماد کنیم و طبق توصیه های آنها پیش برویم؟»

اگر به مسئولین هر حوزه اعتماد نکنیم، لاجرم هر کدام از ما با نگاه و سیاست خودمان پیش می رویم و در نتیجه، هم گرایی ضعیف تر می شود. بدیهی است وقتی هر کدام از ما نتوانسته ایم به سیاست های مسئولین بالا دستی اعتماد کنیم، نخواهیم توانست به نظرات متکثر سایرین نیز تمسک کنیم تا به هم گرایی دست پیدا کنیم.
از دیگر سو اگر به مسئولین این حوزه ها اعتماد کنیم، نمی دانیم با آنچه از نگاه ما اشتباه است چه کنیم.

در نتیجه اگر با شور و حرارت بر نظر خود پافشاری کنیم، راه حل اول را برمی گزینیم و نظر مسئولین را کنار می گذاریم. اگر به نظر خود شک داشته باشیم، یکی به نعل و دیگری را به میخ خواهیم زد. و اگر بی نظر باشیم یا نظر مسئولین را بپسندیم، آن را مبنای عمل خود قرار خواهیم داد.

اینچنین، جزیره های فرهنگی شکل می گیرند. هر کدام در محدوده مخاطبان خود رشد می کنند و برای حل تناقض های خود با دیگر جزیره ها، آنها را تکذیب می کنند. در نتیجه به جای حرکت های هم گرای فرهنگی، شاهد واگرایی روز افزون خواهیم بود.

*

سوال اول (بارم 20 نمره): راه حل چیست؟ آیا لازم است از هم گرایی به نفع آن چه صلاح می دانیم چشم بپوشیم؟ یا باید بخشی از نظرات شخصی خود را فدای هم گرایی کنیم؟

سوال دوم (بارم باز هم 20 نمره): به عنوان مثال اگر شما مسئول کمیته فیلترینگ بودید، دقیقا چه معیاری را برای فیلترینگ در نظر می گرفتید؟ لطفا معیاری بیان شود که قابل تشخیص باشد و موجب هم گرایی شود.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۱ ، ۰۷:۵۴
علی اصغر جوشقان نژاد

شبکه وبلاگ نویسان راز دل، در زمستان سال 90 اقدام به برگزاری اقتراحی با موضوع جهادی کرد و ما (اعضای این شبکه) استقبال نسبتاً خوبی از این اقتراح نشان دادیم. وقتی اقتراح دوم این شبکه در ابتدای تابستان سال جاری اعلام شد، با توجه به دستور مقام معظم رهبری به «حمایت از کار و سرمایه ایرانی» انتظار استقبالی بسیار پرشورتر (از خود و دیگران) داشتم اما با کمال تعجب، امروز که آخرین مهلت شرکت در این اقتراح است با برهوت مطلب در این زمینه مواجهیم.

ما ولایت مدار هستیم و رهبر ما به هر دلیلی نامی را برای سال جاری انتخاب کرده است. اگر مدیران راز دل نیز اقتراحی با این موضوع برگزار نمی کردند، باز هم لازم بود ما در این زمینه بسیار بنویسیم. اما هیچ کدام مان چنین نکرده ایم.

چرا؟ آیا ولایت مداری ما زیر سوال است؟ آیا موضوعی مهم تر پیش آمده است؟ آیا اطلاعات کافی در این زمینه نداریم؟ آیا چند بار قطع شدن شبکه در این موضوع موثر بوده است؟ آیا فرصت کافی نداشته ایم؟ آیا...

هر چه بوده، به نظرم جای جبران داشته باشد. بنابراین از مدیر محتوایی شبکه می خواهم این اقتراح را تمدید کند.

*

البته بعضی کارها کرده ایم مثل این مطالب در وبلاگ و این صفحه در پلاس! اما به هر حال درخور نبوده است.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۱ ، ۱۶:۵۸
علی اصغر جوشقان نژاد
مدتی می شود که این نوشته رضا امیرخانی را خوانده ام.
خلاصه حرف کتاب به نظرم چنین است:
«افغانی، فحش نیست؛ برادر است!»
بخوانیدش. زیباست.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۱ ، ۱۸:۴۱
علی اصغر جوشقان نژاد

 به لطف شازده پسرمان که امسال مدرسه ای شد، مشتری دفاتر تحریر ایام شدیم. دفاتر «زیبای ضروری» که سال ها جای خالی آنها احساس می شد و حالا چند سالی است که امثال آن کمابیش پیدا می شوند.

دفاتر تحریر ایام

اما نکته عجیب، شیوه توزیع این محصولات است. مثلا برای ما که در قم هستیم، دفاتر تحریر ایام فقط از طریق فروشگاه سوره مهر به فروش می رسد! بدیهی است که هیچ پدر و مادری برای خریدن دفتر مشق فرزندشان به «سوره مهر» مراجعه نمی کنند.

نوشت افزار «دارا و سارا» فقط در فروشگاه های کانون پرورش فکری، دفاتر تحریر «ایام» فقط در نمایندگی خاص آن (که نامش را باید حدس بزنید و الا هیچ تبلیغی در محیط انجام نشده است)، دفاتر مشق «سارا و ثمین» فقط در محل جامعه الزهرا و البته چند نوع محصول متفرقه دیگر نیز در فروشگاه کتاب جمکران!!

این توزیع همه جانبه! در قم است و مثلاً ایلام حتماً همان نمایندگی نیم بند را هم ندارد. به علاوه این ها را بگذارید کنار محدودیت تیراژ این محصولات.

سارا و ثمین محل توزیع همه چیزهای انقلابی، در فروشگاه های انقلابی نیست. اتفاقا چنین محصولاتی باید دقیقا در محلی فروخته شوند که محصولات رقیب حضور دارند. لوازم التحریر فروشی محله ما هم باید در کنار دفتر «سیندرلا» و «بن تن»، دفتر «مختار» و «شهید احمدی روشن» را بفروشد. آن وقت رقابت واقعی شکل می گیرد و مشتریان اصلی (دانش آموزان) در این شرایط انتخابگر خواهند بود.

برای خرید دفاتر تحریر کنونی فرزندم، او هیچ اختیاری نداشته است. هر چند که خودش چنین احساسی ندارد و گمان می کند که با اختیار خریده است. و حتی (علیرغم علاقه اش به بن تن) بعضی از این دفاتر را از بن تن بیشتر دوست می دارد. اما حقیقت آن است که من در جایی به او اختیار «انتخاب دفتر» داده ام که فقط همین ها بوده.

طبیعتاً در طرف مقابل نیز اختیاری وجود ندارد. فرزندان بسیاری از اهالی این کشور فقط از بین محصولات سیندرلا، بن تن، باربی و... انتخاب می کنند و هیچ راهی به انتخاب تصاویر زیبا ندارند. در این رقابتِ «سلب اختیار» ما بازنده هستیم، چرا که بیشترینه جبر کشور به سمت محصولات بی فرهنگی است و محصولات فرهنگی نحیف هستند.

راه حل این مشکل آن است که همین محصولات نحیف دقیقا در کنار محصولات اصلی ارائه شوند. مطمئنا کودکان زیادی (و همچنین والدین زیادتری) تصویر کودکانه دانشمندان ایرانی را در حال مراقبت از گوسفند شبیه سازی شده به تصویر درهم و برهم بن تن ترجیح می دهند.

محصولات بی فرهنگی

به علاوه، نیازی نیست که این کار دقیقاً در ایام شروع سال تحصیلی انجام شود. می توان این محصولات را (با حجم کمتر) در ایام تحصیلی بین فروشگاه های لوازم التحریر توزیع کرد و در ایام خاصی تبلیغ بیشتری برای این محصول انجام داد. این مسئله همچنین باعث می شود با سرمایه اولیه کمتر نیز امکان رقابت فراهم شود.

*

در این رقابت البته عامل دیگری نیز نقش آفرین است. محصولات بی فرهنگی متولی مشخصی ندارند و محصولات فرهنگی انقلاب اسلامی صدها متولی دارند و البته دقیقاً همین مسئله باعث پیشرفت محصولات ضد فرهنگ شده است. آنجا کسی اصرار چندانی ندارد که بگوید فلان چیز را من تولید کرده ام و فقط به «پول» می اندیشد و به همین دلیل بهترین راه توزیع را می یابد و بیشترین دامنه اثرگذاری را انتخاب می کند. اما در جبهه فرهنگ انقلاب، متولیان هر کدام دغدغه نام دارند و به همین دلیل فقط در فروشگاه نزدیک به خودشان توزیع می کنند که بتوانند به خوبی نظارت! کنند و آمار مربوطه نیز پر و پیمان باشد و خب البته چیزی که مهم نیست، میزان اثرگذاری و گستره توزیع است.

موسسات خصوصی و دغدغه دار نیز گویی این قاعده دولتی را ناخواسته پیگیری می کنند و توزیع شان را محدود نگه می دارند.

*

خلاصه کلام آن است که جذابیت محصولات فرهنگی هیچ کم از محصولات ضد فرهنگ ندارد و چه بسا با حضور مستمر، عرصه را بر بی فرهنگ ها تنگ کند. کیفیت تولیدشان نیز در بسیاری موارد خوب و قابل رقابت است. اما همه مسئله در نحوه توزیع است.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۱ ، ۱۸:۱۲
علی اصغر جوشقان نژاد

حیات فکری و سیاسی امامان شیعه؛ اثر ارزشمند رسول جعفریان

به تازگی فصل مربوط به امیرالمومنین و امام حسن مجتبی علیه السلام را خوانده ام.

زبان کتاب اندکی از سطح عمومی بالاتر است، اما در عین حال جذاب مانده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۱ ، ۰۷:۳۱
علی اصغر جوشقان نژاد

اگر مبارزه های جامعه اسلامی را به دو دسته بیرونی و درونی تقسیم کنیم، مبارزات درونی جامعه پیچیده تر و طولانی تر خواهد بود. هنگامی که یک دشمن بیرونی در مقابل ما قرار گرفته باشد، طیف های مختلف جامعه همگرا می شوند و در مقابل آن می ایستند. اما در مبارزات درونی، دشمن واقعی به راحتی مشخص نمی شود و همین مسئله، ابهام را بیشتر و اتحاد را کمتر خواهد کرد.

در مبارزات درونی چه باید کرد؟

شاید مهمترین مسئله در مبارزات درونی جامعه، شناختن مرز بین نفاق و ضعف ایمان است. بعضی افراد در جامعه دچار سست ایمانی هستند و به همین دلیل مواضع و عملکردی اشتباه در کارنامه آنها دیده می شود، حال آنکه بعضی دیگر این مواضع را از روی نفاق درونی خود اتخاذ کرده اند. آیا باید هنگام مواجهه با این دو گروه یکسان برخورد کرد؟

به نظر نگارنده، مهم تر از مبارزه با نفاق، مبارزه نکردن با دیگر مومنان است. چه اینکه در زمان رسول اکرم نیز، با بسیاری از منافقان هرگز به معنای مصطلح ما مبارزه نشد. نه آنکه نفاق نیازی به مبارزه ندارد، بلکه مبارزه با نفاق بسیار با کفر ستیزی متفاوت است.

تفاوت های مواجهه با کفر، نفاق و ضعف ایمان:

در مبارزه با دشمن خارجی، لازم است دشمن به وضوح شناخته و معرفی شود. اما در مبارزه با منافقان، چه بسا نباید او را با عنوان منافق علم کرد.

در مبارزه با دشمن خارجی، تیر مستقیم به سمت دشمن شلیک می شود و حذف او در مقابل نظر قرار دارد. اما در هنگام مبارزه با منافقان، تنها با روشنگری و آموزش دقیق ایمان و آموزه های ایمانی می توان پیروز شد. حمله کردن به منافقان معمولاً دردی را دوا نمی کند و حتی با پاسخ های ایشان همراه می شود که به پیچیدگی بیشتر شرایط می انجامد.

از دیگر سو، افراد سست ایمان نباید به خاطر این ضعف درونی شان از بین مومنان طرد شوند. هر چند تحلیل های اشتباه و عملکردهای مخالف مصلحت از سست ایمان ها سر می زند، اما لازم است با سعه صدر بالا پذیرفته شوند و در دایره وسیع خودی ها قرار گیرند.

شاید یکی از ابعاد آیه شریفه «اشداء علی الکفار و رحماء بینهم» همین نکته است. در بیان رهبری معظم نیز، کلید واژه «جذب حداکثری» چنین معنایی را به ذهن متبادر می سازد.

با این روش، نیازی به قضاوت در مورد نفاق یا ضعف ایمان افراد نیز نخواهد بود. یکی از لغزشگاه هایی که به طور معمول مومنان در آن می غلتند، قضاوت نابه جا در مورد سایرین است. اگر نحوه برخورد ما با منافقان و مومنان سست ایمان، تا حدود زیادی مشابه باشد، طبیعتاً نیازی به قضاوت نداریم. در هر دو حالت باید با گشاده رویی اقدام به تذکر دلسوزانه کنیم و آموزه های ایمانی صحیح را گسترش دهیم؛ بدون آنکه کسی را به آسانی از دایره مومنان بیرون بیاندازیم.

*

پی نوشت:

1. طبیعتاً برای یافتن مصداق منافق به هیچ وجه نباید به سراغ منافقینی که در اردوگاه اشرف اسکان داشتند رفت. چه اینکه اینان «دو رو» نیستند و ظاهر و باطن شان یکی است؛ خراب.

2. یکی از بهترین نمونه های مواجهه با منافقان، رفتارهای شهید مظلوم بهشتی است با بنی صدر. البته به یاد داشته باشید که در آن برهه، شهید بهشتی و بنی صدر اینگونه که ما اکنون می شناسیم شناخته شده نبودند.

3. جهت حفظ امانت: جرقه این نوشته با شنیدن یکی از سخنرانی های حجت الاسلام پناهیان زده شد که به طور گذرا دوران مبارزه جامعه اسلامی را به سه دوره مبارزه با کفر، مبارزه با نفاق و مبارزه نکردن مومنان با یکدیگر تقسیم کردند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۹۱ ، ۲۰:۰۴
علی اصغر جوشقان نژاد

پلیس راننده متخلف را نگه می دارد.
- گواهینامه؟
- ندارم!
- بدون گواهینامه رانندگی می کنی، از چراغ قرمز هم رد می شوی؟
- خب قانون برای کسانی است که گواهینامه دارند! ضمن اینکه من اصلاً این قانون شما را قبول ندارم. به نظر من چراغ آبی برای ایستادن بهتر است چون حس آرامش به راننده می دهد اما قرمز...
***

همه آنهایی که روزه نمی گیرند، یکسان نیستند. بعضی مسافرند، بعضی بیمارند، بعضی عذرهای دیگری دارند و البته بعضی نیز از سر ضعف ایمان روزه را ترک می کنند. به یقین، حجم دسته آخر، نسبت به همه کسانی که به روزه معتقدند (چه آنانکه عذری دارند و روزه نمی گیرند و چه آنها که می گیرند) بسیار اندک است.

اما چرا اسلام روزه خواری در ملا عام را ممنوع اعلام کرده و برای آن جریمه هایی نیز پیش بینی نموده است؟

مخالفان (که غالباً در همان دسته حداقلی هستند) استدلال را به سطحی مبتذل و نازل می کشانند که:

- اسلام خواسته است دل روزه دارانش با دیدن روزه خواری دیگران آب نشود.

- اسلام می خواهد مردم را به زور به بهشت بفرستد.

- اسلام اصلاً چنین حرفی نزده و این ابداع حکومت آخوندهاست!

و این سطح استدلال، اضافه می شود به حق آزادی در جامعه و نتیجه آن طبیعتاً غیرعقلانی بودن این دستور است.

اما به نظر می رسد که حکمت این حکم شرعی (که قبل از جمهوری اسلامی هم بوده است) چنین مسائلی نباشد. چرا که اگر در منزل خودتان در مقابل روزه داران دیگر، مشغول غذا خوردن شوید (هر چند پسندیده نیست) اما هیچ حد و تعزیری برایش مشخص نشده است. از دیگر سو، روزه خواری معذورین و مخالفان روزه هر دو یکسان دیده می شود.

پیش از آنکه به ریشه این حکم در اسلام بپردازیم، باید به این نکته اشاره شود که بدون توجه به دلیل و حکمتی که ما برای قوانین می یابیم، لازم است قوانین را رعایت کنیم. اگر کسی قانونی را به دلیل آنکه دلیلش را نمی داند یا با آن مخالف است زیر پا بگذارد، قطعاً خلاف عقل عمل کرده است و جامعه را به سمت تشویش و هرج و مرج برده است.

اما به نظر نگارنده، منع اسلام از روزه خواری در محضر عموم، در دو خواسته دین ریشه دارد:

اول: مراعات حال افراد سست ایمان

دوم:حفظ ظاهر جامعه

همه مومنین و روزه داران، به طور قطع در یک سطح ایمان قرار ندارند. اسلام ترتیبی داده است که منافقان و معاندان نتوانند با جوسازی های خود افراد ضعیف تر را ناامید کنند یا تحت تاثیر قرار دهند. حکم ارتداد نیز حکمتی مشابه دارد. ارتداد برای کسانی مصداق می یابد که پس از کافر شدن، کفر خود را به صورت علنی اعلام کنند. در منع از روزه خواری نیز، در محضر عموم جامعه بودن منجر به برخورد می شود تا حاشیه امنی برای افراد سست ایمان فراهم شود.

حفظ ظاهر جامعه نیز اهمیت چندگانه دارد. اول آنکه ظاهر جامعه، بسیار در روحیه افراد آن جامعه اثرگذار است. برای درک بهتر این موضوع باید به تفاوت واقعیت و احساس آن توجه کرد. به عنوان مثال امنیت و احساس امنیت دو مقوله متفاوت است. ممکن است در جامعه ای، امنیت واقعی (وابسته به میزان دزدی و تجاوز و قتل) بسیار کمتر از ایران باشد، اما به دلیل تبلیغ و حفظ مناسب بعضی ظواهر،  در آنجا بیش از ایران احساس امنیت کنیم.

به علاوه، ظاهر جامعه به عنوان یک ابزار تبلیغی مهم در اختیار موافقان و مخالفان جامعه دینی است. بنابراین دین نمی خواهد ابزاری که می تواند در اختیار حامیانش باشد، توسط مخالفانش استفاده شود.

همچنین توجه به ظاهر جامعه، یک فضای مناسب برای تربیت نسل های بعدی ایجاد می کند که در جوامع بد ظاهر! این فضا به سختی فراهم می شود.

البته بدیهی است که هیچ کس نمی تواند اسلام را به ظاهربینی متهم کند. چرا که اگر چندی از احکام دینی به ظواهر نظر افکنده است، در عوض حجم بسیار بیشتری از دستورات دین، باطن افراد و جوامع را مد نظر قرار داده است. خود دستور به روزه داری، یک دستور ظاهری نیست و از این جمله عبادات باطنی در اسلام بسیار بیش از آن است که بتوان آنها را شمرد.

در مقابل اسلام با این سطح از فرامین ثابت کرده که همه جانبه به انسان و جامعه نظر داشت است. نه آنکه فقط باطن را ببیند و ظاهر را فرای آن کند؛ و نه آنکه ظاهر آن همه اهمیت پیدا کند که باطن فراموش شود.

***

مبارزه با روزه خواری در پیشگاه جامعه، برای حفظ سلامت جامعه اسلامیست. پس بهترین کسانی که می توانند (و باید) این مبارزه را انجام دهند، اعضای همان جامعه هستند. چه خوب است اگر خود ما برای حل این مشکل دست به کار شویم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۱ ، ۱۷:۲۲
علی اصغر جوشقان نژاد

اول:

امیر حسن سقا (که پیش از این نمی شناختمش) به خاطر نوشته ای در وبلاگش، بازداشت و محکوم شده است. نوشته ی او در مورد برادر رئیس دستگاه قضاست و همین نسبت فامیلی، انتقادات به برادران لاریجانی را بیشتر می کند.

بسیاری از وبلاگ نویسان در این مورد مطالبی نوشته اند. دو نکته در این نوشته ها برای من بیشتر نمود داشت: اول انتقاد به قوه قضائیه که «چرا حزب اللهی ها را محدود می کنید و نمی گذارید انتقاد کنند» و دوم نظرات مخالفان که تلاش دارند از این مسئله درون خانوادگی، ماهی خود را صید کنند و می گویند «اگر شما طرفدار جمهوری اسلامی هستید، بپذیرید که این هم نتیجه ی همان جمهوری اسلامی است»

دوم:

بارها شنیده ایم اما یک بار دیگر نیز بخوانیم:

امیرالمومنین، زره خود را در دست یک یهودی دیدند و نزد قاضی طرح دعوا کردند. حکم به نفع یهودی صادر شد!

چرا؟  آیا حق با علی نبود؟ یا قاضی اشتباه کرده بود؟

هیچ کدام. ساز و کار قانونی و شرعی که برای این کار وجود داشته، هر چند بهترین ساز و کار ممکن به نظر می آید اما به هر حال ضعف هایی ذاتی دارد که در این مورد نتیجه غلط می دهد.

ظاهراً اگر امیرالمومنین علیه السلام نارضایتی خود را در رسانه های عمومی!! فریاد می کرد، حق داشت. اما او چنین نکرد و حکم را با گشاده رویی پذیرفت.

سوم:

حق با قوه قضائیه است یا وبلاگ نویس ها؟ نمی دانم.

اما آنچه می دانم اشتباه استراتژیک ما در مقابل این ماجراست.

حق انتقاد باید برای همه (و نه فقط حزب اللهی ها) محفوظ باشد. عدالت نیز باید برای همه (و نه فقط وبلاگ نویسان) اجرا شود. اما از دیگر سو، همه (و نه فقط سبزها، بعد از شکست در انتخابات) باید به قانون گردن بگذارند. غرغرهای بعد از حکم قانونی، بیش از هر چیز به ضرر آرمان ماست.

این البته به معنای نفی نقد نیست. اما باید توجه داشت که قوه قضائیه به دو عنصر مهم نیازمند است: اقتدار و اعتماد. البته واضح است که بخش عمده این اقتدار و اعتماد از طریق عملکرد خود دستگاه قضا فراهم می شود. اما فضای رسانه ها نیز به شدت بر این دو اثرگذارند.

به بخشی از فرمایش مقام معظم رهبری دقت کنید:

نباید قوّه‏ ى قضائیّه را تضعیف کرد. قاضى‏ براى اینکه بتواند در جایگاه پیغمبر، درست و با استقرار بنشیند و عمل کند، احتیاج دارد که مورد حمایت نظام باشد؛ باید احساس کند که حمایت و تقویت مى‏ شود و در چشم مردم داراى منزلت است. قاضى، منزلت در نظر عموم و حمایت از سوى مسئولان را لازم دارد. اگر باب انتقادهاى غیر منطقى و خصمانه و عیب‏جویانه و احیاناً با انگیزه‏هاى سیاسى به سمت قوّه‏ ى قضائیّه باز شد به این هر دو نیاز ضربه خواهد خورد: قاضى و دستگاه قضاء از چشم مردم مى ‏افتد و حمایت مسئولان را هم از دست مى ‏دهد. آن‏وقت ما چطور در این فضا توقّع داشته باشیم که قاضى بیاید با شجاعت بایستد و یک ظالم و متخلّف از قانون را- که هم زور و هم زر دارد- به پاى میز محاکمه بکشاند و هیچ‏گونه تحت تأثیر او قرار نگیرد؟ این کار، آسان نیست. اگر ما بخواهیم قاضى این شجاعت و صلابت و اقتدار را داشته باشد که چنین بارهاى سنگینى را که از او توقّع داریم، بردارد، باید او و دستگاهى را که حامى اوست، اوّلًا مورد حمایت قرار دهیم؛ ثانیاً منزلتش را در چشم مردم حفظ کنیم.

چهارم:

عدالت خواهی، از پایه های انقلابی بودن ماست. اما حضرت آقا در زمینه ی روش عدالت خواهی نکته ای شنیدنی داشته اند که کمتر شنیده شده است:

شما مى ‏گوئید که ما شعار عدالت مى ‏دهیم؛ دانشجو را مى ‏گیرند، اما آن کسى را که به عدالت صدمه زده، نمى ‏گیرند. قوه‏ ى قضائیه چنین، یا دستگاه مسئول چنان.

خوب، اینجا شما باید زرنگى کنید؛ یک ‏لحظه از درخواست و مطالبه‏ ى عدالت کوتاهى نکنید؛ این شأن شماست. جوان و دانشجو و مؤمن شأنش همین است که عدالت را بخواهد. پشتوانه‏ ى این فکر هم با همه ‏ى وجود، خودم هستم و امروز بحمد اللَّه نظام هست. البته تخلفاتى هم ممکن است انجام بگیرد؛

شما زرنگى ‏تان این باشد: گفتمان عدالت خواهى را فریاد کنید؛ اما انتقاد شخصى و مصداق‏ سازى نکنید. وقتى شما روى یک مصداق تکیه مى ‏کنید، اولًا احتمال دارد اشتباه کرده باشید؛ من مى ‏بینم دیگر. من مواردى را مشاهده مى‏ کنم- نه در دانشگاه، در گروه‏هاى اجتماعى گوناگون- که روى یک مصداق خاصى تکیه مى‏ کنند؛ یا به‏ عنوان فساد، یا به عنوان کج‏ روى سیاسى، یا به‏ عنوان خط و خطوط غلط. بنده مثلًا اتفاقاً از جریان اطلاع دارم و مى ‏بینم این‏جورى نیست و آن کسى که این حرف را زده، از قضیه اطلاع نداشته است.

بنابراین وقتى شما روى شخص و مصداق تکیه مى‏ کنید، هم احتمال اشتباه هست، هم وسیله‏ اى به دست مى‏ دهید براى اینکه آن زرنگ قانون‏ دانِ قانون‏ شکن -که من گفته‏ ام قانون‏ دان هاى قانون‏ شکن خطرناکند- بتواند علیه شما استفاده کند. شما از دادستان چه گله‏ اى مى‏ توانید بکنید؟ اگر یک نفرى به‏ عنوان مفترى یک شخصى را معرفى کند و بگوید آقا او این افتراء را به من زده. خوب، شأن آن قاضى این نیست که برود دنبال ماهیت قضیه. اگر این افتراء گفته شده باشد، زده شده باشد، ماده‏ ى قانونى، آن قاضى را ملزم به انجام یک کارى مى‏ کند؛ لذا نمى‏ توانیم از او گله کنیم. شما زرنگى کنید، شما اسم نیاورید، شما روى مصداق تکیه نکنید؛ شما پرچم را بلند کنید. وقتى پرچم را بلند کردید، آن کسى که مجرى است، آن کسى که در محیط اجراء مى‏ خواهد کار انجام دهد، همه حساب کار خودشان را مى‏ کنند. آن کسى هم که فریاد مربوط به محتواى این پرچم را بلند کرده، احساس دلگرمى مى‏ کند و کار پیش خواهد رفت.

بنابراین به نظر من مشکلى در کار شما نیست؛ شما جوان هاى مؤمنى هستید که انتظار هم از شما همین است. هر شعار خوبى که داده مى ‏شود، بعد از اتکال به خداى بزرگ که همه ‏ى دلها و زبانها و اراده‏ ها دست اوست، تکیه به شما جوانهاست، امید به شما جوانهاست؛ این را بدانید.

در ادامه: در این رابطه، نوشته جناب میثمی در تریبون را پسندیدم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۱ ، ۰۰:۲۲
علی اصغر جوشقان نژاد

تداوم چند ساله نام گذاری های اقتصادی مقام معظم رهبری نشان می دهد توجه به موضوعات اقتصادی باید در برنامه ریزی های حامیان ولایت بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. فعالان اردوهای جهادی نیز از این قاعده مستثنی نیستند و بلکه باید بیش از سایرین به این موضوع توجه نشان دهند.

اما در یک حرکت جهادی چه فعالیت اقتصادی می توان به انجام رساند؟ متنی که در ادامه می آید تلاش کرده است فعالیت های اقتصادی قابل اجرا در یک اردوی جهادی را در سه دسته بیان کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۹۱ ، ۱۷:۳۶
علی اصغر جوشقان نژاد