پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با نرم افزار و گزارش و جلسه!

پرهنگ

مدیریت فرهنگ، با نرم افزار و گزارش و جلسه!

پرهنگ

دغدغه اصلی پرهنگ، فرهنگ است. اما به سیاست، اقتصاد، جامعه و... هم سرک می‌کشد.
پرهنگ بیشتر از نوشته‌های خودم پر شده است، هر چند از نوشته‌های دیگران نیز خالی نیست.
ارادتمند؛ علی اصغر جوشقان‌نژاد

تاريخ پرهنگ
آخرین نظرات
عضوی از راز دل

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پدر بزرگها» ثبت شده است

محله ها، ظرف فرهنگ عمومی ما هستند. مصادیق فرهنگ مردم، در کوچه پس کوچه های یک محله جاری است. نوع رابطه همسایه ها با همه محبت یا کینه آنها نسبت به یکدیگر؛ رسم یک محله در مناسبت های خاص؛ روح حاکم بر یک محله؛ حتی نوع در و دیوار و پیچ و خم کوچه و امثال آنها، همگی بخشی از اجزای فرهنگ مردم هستند.

وقتی یک محله خراب می شود، اهالی آن در شهر پراکنده می شوند و همه آنچه در آنجا به آن خو گرفته بودند به فراموشی می سپارند. اگر محله جدیدشان «ریشه» دار باشد، در فرهنگ آن حل می شوند و اگر محله بی سابقه ای را برای ادامه زندگی انتخاب کرده باشند، در بی فرهنگی آن منحل خواهند شد.

گاهی تخریب محله ها، لازمه توسعه شهرهاست. اما با هر دیواری که از یک محله فرو می ریزد، خاطرات زیادی «ظرف وجود» خود را از دست می دهند و خرده فرهنگ های مختلفی رو به زوال می روند.

*

محله کودکی من و جوانی پدرم در حال تخریب است. امشب در مقابل چشمان حیرت زده من، لودری آجرهای خانه یک شهید را جابه جا می کرد. دیر نمی پاید که سقف خانه پدری من هم فرو می ریزد.

در کوچه ها قدمی زدم. پدر شهیدی را دیدم که به سراغ پیشنماز محل رفته بود و خبر شهادت یکی دیگر از جوان های کوچه را به او می رساند. دسته ای از اهالی محل را دیدم که به سر و سینه زنان به منزل شهید جدید آمدند و به پدرش سر سلامتی گفتند. مادری را دیدم که پسرش را به دنبال بازی در کوچه ها می فرستاد تا جلوی چشمش نباشد و خود به عزاداری می پرداخت. خانه ای را دیدم که بارها و بارها تغییر شکل داده بود تا میزبان خانواده های گوناگونی باشد. دختری را دیدم که در این خانه با برادرش دعوا می کرد. دو پسر بچه که از این خانه بیرون آمدند و در کوچه پس کوچه ها دوچرخه بازی کردند. و همین بچه ها را که مشغول فوتبال شدند. و همان دو را که با هم گلاویز بودند. و همان دو را که با هم گریه می کردند. و همان دو را که با هم می خندیدند. و محله ای که با اهالی اش می خندید و گریه سر می داد. روز عید غدیر شعف از کوچه ها لبریز بود و در محرم عزا از خانه ها می بارید. عید که می شد بوی بهار از دیوارها هم به مشام می رسید و رسیدن زمستان از لوله بخاری های بیرون زده از پنجره ها پیدا بود.

در کوچه ها که نه، روی نعش کوچه ها قدمی زدم و ای کاش کسی در کنارم نبود! هرگز گمان نمی کردم تا این حد به این کوچه ها دلبسته باشم.

*

گاهی تخریب محله ها، لازمه توسعه شهرهاست. اما با هر دیواری که از یک محله فرو می ریزد، خاطرات زیادی می میرند.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۰ ، ۰۱:۱۳
علی اصغر جوشقان نژاد
الان ساعت از 9 شب گذشته است و مشغول آماده کردن "مقاومت" فردا هستم. مقاومت، یک برنامه دفاع مقدسی است که هر هفته یکشنبه ها از رادیو معارف پخش می شود و من "بسیار دیر" این برنامه را برای پخش آماده کرده ام.
این هفته، مصاحبه ای با شهدای سردشت انجام داده ایم و شهید عاصمی و همراهش، شهید جمراسی را به سخن واداشته ایم! این دو بزرگوار در سال 84، هشت نه برنامه در رادیو معارف ضبط کرده اند و در مورد تفحص شهدا سخن گفته اند و حالا آن برنامه ها را آماده می کنم تا به صورت یک مصاحبه، بعد از هفتمین روز شهادتشان (+) پخش شود.
البته همراه این دو عزیز، مصاحبه حاج حسین کاجی هم بود و اصلاً خود حاج حسین بعضی از مصاحبه ها را مدیریت کرده بود، اما نوع گفتار و نیازهای برنامه سازی، ایجاب کرد که صدای این بزرگوار را خارج کنم و فقط صدای آن دو شهید عزیز را نگه دارم.
هر چند، به حاج حسین کاجی، از وقتی دانسته ام با پدرم همرزم رفیق بوده، ارادت شخصی پیدا کرده ام و البته از همان موقع، نتوانسته ام ببینمش و هم صحبت شوم.
به هر حال توصیه می کنم ساعت 7:15 عصر یکشنبه 9 مرداد 90، برنامه مقاومت رادیو معارف را بشنوید. هر چند احتمالاً فایل آن را اینجا هم بگذارم.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۹۰ ، ۲۱:۲۴
علی اصغر جوشقان نژاد

در پیامکی نوشتم: «سلام. ۱۴ اسفند، سالگرد شهادت شهید جوشقان نژاد. برای شادی روح او و امام راحل، فاتحه و دو هفته نماز اول وقت و صلوات»

این جواب ها آمد:

  • روشن شود هزار چراغ از فتیله ای/ یک داغ دل بس است برای قبیله ای. روحش شاد
  • شهدا مخلصانه رفتند. آنانکه ماندند ناخالص شدند.
  • نهار چی می دی؟ (پاسخ دادم: کوفت)
  • به جای تبلیغ برای شهدا و این حرفها، بدهی تو بده که به خاطر حق الناس نری جهنم (بعد از گفت و گو معلوم شد اشتباه گرفته و بدهی نداشتم)
  • خوشا آنانکه از پیمانه دوست، شراب عشق نوشیدند و رفتند.
  • یاد و نامش برای همیشه گرامی باد.
  • خدا شهدای ما را با شهدای کربلا محشور کند.
  • به به عجب فراخوانی! حشرکم الله و ایانا معه
  • ان شاء الله با امام حسین محشور بشن! اما فکر کنم منظورت این بود که همه این کارها رو خودت انجام می دی دیگه؟(پاسخ درخور داده شد... اینجا قابل ذکر نیست!)
  • فاتحه و صلوات انجام شد. نماز اول وقت به تو مربوط نیست. بذار آخر عمری حالمونو بکنیم بابا.
  • چشم. روحش با اهل بیت ع محشور باد. خداوند ما و شما را به پیشگاهشان برساند.
  • ان شاء الله از پویندگان راه امام و شهدا تحت زعامت حضرت آقا باشیم.
  • خدا روح پدر عزیزتان را با اهل بیت محشور و ما را از شفاعت شهدا بهرمند گرداند.
  • زندگی سراسر آزمون است و شهادت مهر قبولی. یادشان گرامی باد
  • پیامکتون ناقص اومد. (پاسخ دادم که احتمالا لیاقت نداشته. مقاومت کرد، حالیش کردم که حتما مشکل از لیاقت خودش بوده. بالاخره قانع شد.)

-----

پس از نگارش:

در اداره لب مطلب دوستانی که این پیام را دریافت کرده بودند این بود که: بی مایه فطیر است. یعنی که نهار فراموش نشود... حالا هر چه اصرار کردیم که از نخ این صحبتها بیرون بیایند، نشد که نشد. بعضی ها که اصلا گفتند اگر نهار ندهی همان نمازی را هم که می خواندیم، تعطیل می کنیم... گناهش گردن خودت.

این یک پست از «ریز» بودن درآمد و درشت شد. می بخشید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ اسفند ۸۹ ، ۰۵:۰۲
علی اصغر جوشقان نژاد

جنگ پایان پدرهای سفر کرده نبود

شور آن واقعه در جان پسرها باقی است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۸۹ ، ۰۳:۱۷
علی اصغر جوشقان نژاد

پیام فرستادم که:

23 دی، سالروز شهادت حجت الاسلام سیدجعفر سجادی است.

شادی روحش، دو هفته نماز اول وقت همراه با صلوات

این جواب ها آمد:

+ یاد آن روزها، شادی روحش، دو هفته نماز و صلوات... حساب شما می شه التماس دعا. قابلی هم نداره ها

+ روحش شاد و درجاتش متعالی باد... بی شک «حسین» که نعمت بی منتها از کوثر زهرای اوست، تلألویی از وجودش است... یعنی که علمش همچنان برافراشته و راه برای رهروانش هموار است. خداوند توفیق رهرویش و لیاقت شفاعتش را به ما مرحمت فرماید

+ سالروز شهادت سید جعفر عزیز و شهدای کربلای 5 گرامی باد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۸۹ ، ۱۷:۴۱
علی اصغر جوشقان نژاد